عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

176

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

برگرفت ، و از او رسمى عاريتى باقى گذارد . [ اشاره است به آيات 29 و 30 از سورهء قصص كه مىفرمايد : « فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ - فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ . » هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌اش ( از مدين به سوى مصر ) حركت كرد ، از جانب طور آتش ديد . به خانواده‌اش گفت : درنگ كنيد كه من آتشى ديده‌ام . ( مىروم ) شايد خبرى از آن براى شما بياورم ، يا شعله‌اى از آتش تا با آن گرم شويد . هنگامى كه به سراغ آتش آمد ، از كرانهء راست دره ، در آن سرزمين پربركت ، از ميان يك درخت ندا داده شد كه : اى موسى ! منم خداوند ، پروردگار جهانيان . و امّا جملهء « و از او رسمى عاريتى باقى گذارد » يعنى بقيه‌اى از موسى او باقى ماند كه به خاطر آن اختصاص به جلال يافت . آرى ، به موسى عليه السّلام عالم جلال و قهر و قبض داده شد ؛ و علت بلاها و مصيبتهايى كه بر سر بنى اسرائيل آمد و تحريمها و آزمايشهايى كه با آن مواجه شدند - تا آنجا كه يكديگر را كشتند و به ميمون و خوك بدل گشتند - همين بود . بر خلاف حضرت عيسى عليه السّلام كه اختصاص به عالم جمال و لطف و بسط يافت ؛ و ازاين‌رو همواره گشاده‌روى و متبسم بود . اخلاقى نرم داشت و بسيار مهربان بود . و امّا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم جمال و جلال هر دو را باهم داشت ، و به كمال تام رسيده بود و جوامع كلم به او داده شده بود تا مكارم اخلاق را اتمام كند . و همين است سرّ فضيلت و برترى او بر ديگر انبياء عليهم السّلام . ]